شنبه، ۲۰ بهمنماه ۱۳۸۶

یکی از دغدغه هایی که متاسفانه روند تحول خواهی مثبت را در کشور ما به تاخیر می اندازد و یا با موانع کوچک و بزرگ آسیبهای جبران ناپذیری می بیند ،نداشتن مانیفست اصلاح طلبی و حرکت نکردن در چهارچوب یک تاکتیک یا استراتژی مدون و دراز مدت است.بد نیست به مثالی در عرصه ورزش بنگریم:تصور کنید در عرصه رقابتی بسیار حساس در یک مسابقه فوتبال تمامی بازیکنان تیم الف یه علل مختلف از حضور در میدان رقابت حذف شده اند (و کادر مربیگری نیز با علم به این موضوع باز با آنها به میدان آمده بود)،هرچند کادر مدیریت بر تخلف قضات برای حذف بی مورد بازیکنان تاکید دارند اما چاره ای نیست و بالاخره قرار بر انجام بازی است و حریف سعی ندارد بر طبق قواعد بازی را ادامه دهد و همه شرایط مطلوب را برای ما مسدود کرده است،و خود با آمادگی کامل و با روحیه حتی با وجود نداشتن تماشاگر حامی در میدان حاضر می شود.آیا در این شرایط بهتر آن بود چون علم به بی عدالتی در بازی داشتیم تیم ذخیره ای را مهیا می کردیم و اکنون با آن یاران با انگیزه که می توانستند به خوبی از حیثیت ما دفاع کنند بهره بگیریم و اگر قرار بر واگذاری نتیجه به حریف است او را خسته کنیم و آبرو مندانه تر زمین را ترک کنیم یا اینکه دروازه خالی را همینطور رها کنیم و خودمان تماشاگر گل زدن و سرمستی حریف باشیم و حال هم سه امتیاز را از دست دهیم هم فاصله تفاضل گلمان را بیشتر و غیر قابل جبران تر کنیم (هر چند اگر روی تیم امید سرمایه گذاری می کردیم شاید سه امتیاز هم از آن ما می شد)،چون تماشاگران به امید پیروزی تیمشان به ورزشگاه می آیند نه بازی کردن بازیکنان تیمشان.!!!و ما با بی تدبیری تماشاگران امیدوار و با انگیزه ای که بامید پیروزی به ورزشگاه آمده بودند را با دلسردی و به انتظار یک دربی دیگر روانه خانه می کنیم.
در دربی اصلاح طلبان درایت و تدبیر جای خود را به غرور تمامیت خواهی داده است .اکنون همچون انتخابات گذشته اصلاح طلبان با وجود آنکه می دانسته و می دانند حریف از ابزار رد صلاحیت و کنار زدن نامزدها(وصد البته لژیونرهای بی انگیزه) در بازی بهره می جوید ،هرگز به استراتژی و تاکتیکی جدید که می توانست حریف را غافلگیر کند نیاندیشیده بودند و همواره با حذف ژنرالهای خود (بخوانید لژیونرهای بی انگیزه و تکراری)از صحنه انتخابات و به قولی با کنار رفتن جمعی اصلاح طلب(هرچند تعداد آنها کم نباشد)اصلاحات را به بن بست رسیده می دانند و دو دستی نتیجه را واگذار می کنند.(البته این تخصص اصلاح طلبان شده است با این تفاوت که همیشه برای بعد از پیروزی استراتژی نداشتند و زود عرصه را واگذار می کردند حالا هم برای پیروزی نیز بی برنامه شده اند).
در صورتیکه پرچم اصلاح طلبی پیش از آنکه توسط اصلاح طلبان برافراشته شود می بایست در اندیشه ها و در متن مردم و جامعه نهادینه شود. با شانه خالی کردن و ترک میدان تنها کسی که آسوده تر و زودتر به مقصد می رسد و شاید با چنین تکنیک غیر حرفه ای که از سوی ما سر می زند شادمان تر می گردد حریف است ،و هیچ چیزی به جز تاخیر در تحقق اهداف و آرمانهای اصلاح طلبانه عاید معتقدین به این پروسه (که قطعا مبنا و قرار آن این نبود که سقف مطالبه اش از حاکمیت تجدید نظر در داوری ها باشد)نخواهد شد.
حال پرسش همیشگی ام از عقلای بزرگوار اصلاح طلب این است براستی اکنون که با ابزارهایی همچون شورای نگهبان و رد صلاحیتها ،ژنرالها و چهره ها کنار می روند و دستان خود را خالی می بینید ،اگر به رسم روزگار (که عمرشان به صدسال باد)صفحه شطرنج شان از غولهای بازی خالی شد ،به خود می آیند که چرا کادرسازی و اقدام به تربیت سربازان با انگیزه خود نکردند که همچون امروزی بتوانند با حداقل ترین سپاه ممکن در مقابل حریف مقاومت کنند؟
صد الیته پاسخی به جز غفلت از این مهم نخواهند داشت و این به عادت تاریخی و اشتباه استراتژیک آنها مبدل شده است.کاش از این تهدیدهای امروز بعنوان درس،و تلنگرهای فرصت های برای فردا بهره می جستیم و بجای آنکه حرمت اصلاح طلبان را مقدس ،و مهم فرض نماییم و آنرا اولویت نگرانیهایمان قرار دهیم ،(که البته در جای خود قابل احترام و پاسداشتند و ریشه این درخت تنومندند)اصلاحات و حرکت تحول خواهی مثبت را در اولویت قرار دهیم و برای ادامه آن در شرایطی چنین (که در آینده هم با آن مواجه خواهیم بود )چاره ای بیاندیشیم.
اردوگاه اصلاحات سرشار است از جوانانی با انگیزه و کارآمد که می توانند نقشی بسزا در تحقق آرمانهای اصلاح طلبانه داشته باشند ، نگذاریم این انگیزه ها ،خاموش شوند و فضا را طوری فراهم کنیم که پرچم اصلاح طلبی به دست آنان به اهتزاز در آید ،تنها کافی ست به آنان اعتماد کنیم...
در اینباره اوایل امسال گزارشی به آقای خاتمی نوشتم و دغدغه های مشابه را در آن یاد آور شدم ،نگرانی مشترک ،تائید و پاسخی تاریخی داشتند که بدلیل محرمانه بودن پس از کسب اجازه از ایشان و در صورت صلاحدیدشان در شرایط امروز دستخط و پاسخ ارزشمندشان را در سایت خواهم گذاشت.

  نظرات (0)
  ارسال نظر شما
نام‌ و نام‌خانوادگی:
آدرس ایمیل:
آدرس سایت یا وبلاگ:
آیا مایلید اطلاعات شما ذخیره شود؟
متن نظر:
 
تمامی حقوق برای احسان دلاویز محفوظ است.