شنبه، ۱۳ بهمنماه ۱۳۸۶


حرفهاي ما هنوز ناتمام
تا نگاه مي كني
وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگي
پيش از اين كه با خبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير مي‌شود
آي
اي دريغ و حسرت هميشگي
ناگهان
چقدر زود دير مي‌شود
<قیصر امین پور>

همین روز پنج شنبه او را بشاش وشادمان مثل همیشه دیدم...

همیشه می خندید... همیشه می خندید... همیشه می خندید...

مرگ می آید ؛ آهسته و زودهنگام و همواره چه زود دیر می شود

احمد اصلاحات چشمانش را از این دنیای تلخ فرو بست و برای همیشه رفت...
احمد بورقانی عزیز رفت و نمی شود باور کرد.سهام عزیز خدا صبرتان دهد...فقط تو می دانی چقدر زود دیر می شود. ..

  نظرات (0)
  ارسال نظر شما
نام‌ و نام‌خانوادگی:
آدرس ایمیل:
آدرس سایت یا وبلاگ:
آیا مایلید اطلاعات شما ذخیره شود؟
متن نظر:
 
تمامی حقوق برای احسان دلاویز محفوظ است.