دوشنبه، ۲۶ شهریورماه ۱۳۸۶

انتخابات آینده محک جدیدی ست برای آدم بزرگهای اصلاح طلب که نشان دهند چقدر با گذشت یک دهه از طرح اندیشه های اصلاح طلبانه بطور جدی با مفهوم آن آشنا و عجینند.آرمان ارزشمندی که یک دهه است با تلقی های گوناگون بر آن اصرار می ورزیم.آرمانی منتهی به جریان "تحول خواهی مثبت".گرچه برای تحقق این آرمان با ناکامی هایی مواجه بوده ایم که باید آن را به پای شکست خودمان بدانیم نه شکست اصلاحات.در واقع هیچ گاه "اصلاحات" شکست نخورده است، ممکن است اصلاح طلبان در مقطعی با مشکل مواجه شده باشند اما این به معنای حذف و شکست "اصلاح طلبی و اصلا حات " نیست.اصلاحات روندیست که همیشه وجود دارد و از" امیر کبیر "تا امروز همواره سعی شده است اصلاحاتی در این کشور انجام شود که با این اصلاح خواهی به سبب آنکه ما سعی کردیم شتابزده به توسعه دست پیدا کنیم ، مشکلات بزرگتری دامنگیر ما شده است.و همین است که از دل دولت مصدق آن رخداد در تاریخ ما ورق می خورد و از دل دولت خاتمی ، دولت احمدی نژادی بوجود می آید.بنابر این معضلی که موجب می شود "اصلاحات" نتیجه ندهد "شتابزدگی عمومی است.اصلاحات انقلاب نیست که ظرف مدت کوتاهی همه چیز را عوض کند ،یک روند تدریجی است که در یک گستره طولانی از زمان می تواند منجر به نتیجه شود.اصلاحات یک سیستم جزمی احساسی نیست که یک عده را کنار بگذارد و جمعی را در خود نگه دارد،و اسمش اینگونه می گوید که قرار نیست "افراد اصلاح طلب"اصلاح شوند،قرار است ساختارهایی که لازم است و مشکل دارند اصلاح شوند.بنابر این این منش به "تعامل"احتیاج دارد نه "برخورد".از نمودهای جدی ناکامی "اصلاح طلبی" عجله ای است که در سطح اجتماعی وجود دارد و توقع مردم برای حل شدن مشکلات عمومی جامعه از جمله مسایل اقتصادی و مسایل توسعه آزادیهای اجتماعی و سیاسی.!تا زمانی که "دیدگاه اجتماعی" اینگونه باشد ،"اصلاحات" جواب نمی دهد چون مردم به شعارهایی رای و جواب می دهند که "مدعی است ظرف مدت چهار سال همه چیز را روبه راه می کند."حال این شعار گاهی با کلیتی چون "عدالت و فقرزدایی"به ناگهان نتیجه می گیرد و چون شعار دولت "اصلاح مدار"اصلاح کردن همه چیز آنهم ظرف دوران کوتاه چهار ساله نیست،لازمه اش نهادینه کردن "فرهنگ اصلاح طلبی و اصلاح پذیری "در جامعه است و این با افزایش آگاهی های عمومی میسر خواهد شد،با این اولویت که در این شرایط "توسعه فرهنگی"توامان با "توسعه سیاسی"و حتی مقدم بر آن است و اگر یکبار دیگر دولتی بنام "اصلاحات"روی کار بیاید مقدم بر اینکه اصلاحات سیاسی انجام دهد باید توان خردورزی جامعه را بالا ببرد.این توان خردورزی امکان پذیر نیست مگر اینکه ما در آموزش و پرورش سرمایه گذاری کنیم تا نسل نو بجای اینکه به سمت مفاهیم نقلی حرکت بکنند ، به سمت مفاهیم عقلی گام بردارند و توان و قدرت تفکرشان را افزایش دهند.بخشی از ما به خوبی "مفهوم اصلا حات" را نفهمیدیم.همواره انتظار داشتیم "خاتمی" برخورد تند بکند ،در عین حالیکه اصلاحاتی که در ذهن خاتمی بود با انقلابی که در ذهن "احساس گرایان" بود متفاوت بوده و هست.ما از نوعی فرهنگ "عجله"رنج می بریم که از همان زمان امیر کبیر تا امروز به این مملکت اسیب زده است.دردی بود اینکه انگونه که خاتمی با دشمنانش تعامل کرد ،حضرات اصلاح طلب مدارا نکردند و گاهی "اصلاح طلبی"رابه مسلکی تنها برای خود تبدیل کردند ،در حالیکه اصلاح طلبی باید به یک پرچم فراگیر و ملی تبدیل شود که حتی دشمنان اصلاح طلبی بتوانند زیر آن حرکت کنند و نمی بایست آنرا تبدیل به گروه و دسته کرد.این نکته ایست که خاتمی فهمید و درک کرد و ما از ان فاصله گرفتیم و درک نکردیم.اگر در آینده قرار است در قامت اصلاح طلبی پیروزمندانه حرکت کنیم ،باید از قالب های تنگ دیروزی فراتر رفته و اندیشه های اصلاح طلبی را از مرزهای جغرافیایی و لوکال عبور داده و باید با همان نگاهی توسعه پیدا کند که خاتمی آن نگاه را دنبال می کرد ،یعنی یک نگاه ملی که حتی امکان جذب نیروهای مخالف و منتقد اصلاح طلبی وجود داشته باشد.یعنی زیر پرچم اصلاح طلبی باید دلسوزی برای ایران و منافع ملی و قانون و دین و مردم و وضع معیشت انان و در نهایت برابری شهروندان و پیگیری مطالبات تک تک آنان فارغ از نوع گرایش باید بتواند با متن اصلاحات رابطه برقرار کند.هنر بزرگ اصلاح طلبان ، بستر سازی اجتماعی بود که در هشت سال مدیریت خاتمی بر قوه مجریه رخ داد.دولت خود حامی و متولی نهادسازی و حمایت از تشکل های مردمی شد،با وجود اینکه دولتها به ندرت این بسترسازی را صورت می دهند که برای خود رقیب و ناظر بسازند.دولت در بخش خصوصی سازی سیاستهای ترغیبی و تشویقی را طوری طراحی کرد که خصوصی سازی صورت بگیرد.اینها نکاتی بود که اصلاح طلبان بخاطر دانش خود در مورد توسعه ،سیاستهای توسعه ای سالم تر و صحیحی پیاده کردند و در سیاستهای توسعه اقتصادی ،تصمیمات درست و نگرشی منطقی در دوران اصلاحات حاکم بود.انچه درد امروز ماست ابتر ماندن و به حاشیه کشیده شدن این دستاوردهای ارزشمند است.اگر ما مفهوم "اصلاح طلبی"خاتمی را بخوبی درک می کردیم.اگر ما در بها دادن به نیروهای و فادار و با انگیزه جوان از خودخواهی دست می کشیدیم .اگر دایره اصلاح طلبی را آنقدر تنگ نمیکردیم تا صمیمی ترین یاران هم از ان خارج شوند .اگر بجای رقابت در خودمان رفاقت در ارمانمان می کردیم...اگر و اگر و اگر....انتخابات مهمی در پیش است..مانیفست مابرای فرداها چیست؟باز هم با نام تکراری و تکراری و تکراری اصلاح طلبی می آییم؟راه پیش رو دشوار است وای اگر چشمانمان را خوب باز نکنیم.............

  نظرات (3)

به نكته هاي با ارزشي اشاره كرده اي ولي گمان مي كنم به بن بست رسيدن دولت اصلاحات و حوادث پس از آن مردم را نااميد كرده
به قول اخوان:نادري پيدا نخواهد شد اميد/كاشكي اسكندري پيدا شود

ابوالحسني | دوشنبه، 26 شهریورماه 1386، 8:44 صبح

سلام به احسان عزيز- وبلاگت زيباست.از نظر محتوا هم به اندازه زيبايي اش پرمحتوا و عاليه. اميدوارم هميشه موفق و شاد باشي.

شهاب الدين | دوشنبه، 26 شهریورماه 1386، 0:05 بعدازظهر

با شناخت دورادوری که از شما دارم توقع داشتیم یک سایت فعال و پر محتوا در حوزه جوانان داشته باشید.نه اینکه شما هم سیاسی بنویسید .ضمن آنکه ادم احساس می کند خود آقای خاتمی یا محمدرضا تاجیک دارن تو نوشته هات حرف می زنند.احتمالا مخاطبای شما جوونای هم سن و سال خودتن ،پس منتظریم جوان پسند تر و در مورد راه حلهای شما در مورد جوونا حرفای تازه بشنویم.

نیازی | جمعه، 30 شهریورماه 1386، 0:21 بعدازظهر
  ارسال نظر شما
نام‌ و نام‌خانوادگی:
آدرس ایمیل:
آدرس سایت یا وبلاگ:
آیا مایلید اطلاعات شما ذخیره شود؟
متن نظر:
 
تمامی حقوق برای احسان دلاویز محفوظ است.