" راه پيش رو دشوار است ... "
طبق آنچه در شناسنامه ام آمده است در بيست و پنجم شهريور هزارو سيصدو شصت در يكي از شهرهاي جنوبي خاك ايران بدنيا آمدم . تجربة عجيبي بود . در روزهايي استثنايي متولد شدم، هيجاني بي وصف نخستين روزهاي تولدم را فرا گرفته بود ...
من همزاد انقلابي بودم كه چشم هاي جهان را به گهوارة تولد من و هم نسليهاي من دوخت . من و همنسليهايم برادران انقلابيم زيرا هردوي ما هستي خود را مديون نسلي هستيم كه ما را پديد آورد . كودكي ما و برادرمان ( انقلاب ) در جنگ گذشت . براي هيچ انقلابي روزهاي كودكي شيرين نيست و براي ما ناگزير نيز چنين شد. انقلاب با آرزوي آزادي و استقلال متولد شد و شايد اميدوارترين نسلي بوديم كه مي توانست جواني خود را در بهشت آزادي و استقلال سپري كند . جنگ، كودكي ما را با هراس و اضطراب از يك سو و با آرمان خواهي از سوي ديگر درهم آميخت. گويا جنگ با كودكي ما سر ستيز داشت زيرا در واپسين روزهاي كودكي مان به پايان رسيد. در خانواده اي فرهنگي تربيت آموختم كه از آن روزهاي كودكي علاوه بر موشك و شهادت و امام و جنگ، عصرهايي كه پدر مرا به روزنامه خواندن عادت مي داد را هم به خوبي بياد دارم . تمام نوجواني من و هم نسليهايم در به ياد آوردن گذشت ...
با شوري وصف ناشدني جواني ام با حضور عصر تازه و طلوع مرد بزرگي در ايران به هم آميخت . محمد خاتمي، نام بزرگ و سرنوشت سازي در زندگي من به شخصه و هم نسليهاي من به طور كلي و سهم بزرگي بود در اعتلاي نام عزيز ايران .... با رئيس جمهور شدنش يكصدو يك نامه برايش نوشتم كه با محبت به تعدادي از آنها پاسخ مي گفت و چون در آنها طرحها و ايده هايي در حوزة جوانان و دانش آموزي مي دادم، بزرگوارانه مرا فرا خواند و سرنوشت من به گونه اي ديگر رقم خورد ... در دو دورة دولت آقاي خاتمي با وجود آنكه دوران دانش آموزي، جواني و دانشجويي ام را مي گذراندم بعنوان كوچكترين خدمتگذار و بعنوان مشاوري كوچك در حوزة جوانان و دانش آموزي با شور و عشق به فعاليت پرداختم . هميشه عاشق نوشتن بوده و هستم . روزنامه نگاري كردم، آموختم، آموختم و هنوز هم عاشق نوشتن و آموختن . در حوزة جوانان طرحهاي تأثير گذاري به دولت، شورايعالي جوانان، مجلس ششم و غيره دادم كه هر كدام از آنها را بعنوان يادگار، پارة تن و عنايتهايي كه حاصل اعتماد آقاي خاتمي بزرگ بود مي دانم . امروز با وجود آنكه افسوس فرصت هاي از دست رفته و سوخته را مي خورم اما به آغاز قيام فردي ام براي پذيرش مسئوليتم در برابر خودم، خانواده ام هموطنانم، كشورم و آينده جمعي ايرانيان عزيز افتخار مي كنم و در كنار تعادل، خردورزي و منطق مي ايستم كه هزاران سال استبداد، شهامت آن را از نسلهاي پيش از من ربود. راه پيشرو دشوار است . .... و امروز مطمئنم كه اگر گذشته سخت بوده آينده نيز ارمغاني به جز آرامش با خود نخواهد داشت . زندگي هيچگاه آسان و لبريز از لذت نخواهد بود و رنج پيوسته آن نيز چيزي از زيبايي هايش نخواهد كاست . زيرا آنان كه رنج هاي زندگي را مي پذيرند از مرز رنج ها فراتر رفته و به لذت مي رسند، لذتي كه محصول فرآيند رشد آنهاست و نه هدف آن .
رسالتي عظيم بر دوشم هميشه سنگيني مي كند، آرامش من در خروش من و رسيدن و تحقق مأموريتم در انجام اين رسالت است . چرا كه معتقدم هر انساني بي بهانه بدنيا نيامده است و هر كسي مأموريتي دارد و من از نسلي هستم كه براي پيروزي و افتخار بدنيا آمده است . اميد آنكه در راه آرمان بزرگ زندگي ام به حكم ضرورت تاريخ و به عنوان جواني از آينده ايران، سهم بزرگي در پيروزي هاي آرمانهاي مشترك هم نسليهايم داشته باشم ... راه پيشرو دشوار است ...
تنها نيستم؛ همسري دارم اندازة فرصت بزرگ خوشبختي! دانش آموختة مديريت فرهنگي ام كه بسيار به درسهايي كه از آن آموختم علاقه مندم ! افكار و استعدادي دارم كه آن هم خواست خداست. خوب مي انديشم، خوب تصميم مي گيرم و به اراده ام ايمان دارم ! دوستاني دارم هر كدام سهمي بزرگ در رقم زدن همان آرمان مشترك، خانواده اي دارم به رنگ ارغواني آرامش ! اينها كم نيستند، هر كدام وزن بزرگي است كه مرا از هر زماني به پيروزي نزديك تر مي كند و به جرأت مي گويم همة اينها را از شرايط، دانستن و خواستن ، آگاهي و حق خود مي دانم . آگاهانه از خود دفاع مي كنم و با جسارت به خود تبريك مي گويم . راه پيشرو دشوار است ...
طبق آنچه در شناسنامه ام آمده است در بيست و پنجم شهريور هزارو سيصدو شصت در يكي از شهرهاي جنوبي خاك ايران بدنيا آمدم . تجربة عجيبي بود . در روزهايي استثنايي متولد شدم، هيجاني بي وصف نخستين روزهاي تولدم را فرا گرفته بود ...
من همزاد انقلابي بودم كه چشم هاي جهان را به گهوارة تولد من و هم نسليهاي من دوخت . من و همنسليهايم برادران انقلابيم زيرا هردوي ما هستي خود را مديون نسلي هستيم كه ما را پديد آورد . كودكي ما و برادرمان ( انقلاب ) در جنگ گذشت . براي هيچ انقلابي روزهاي كودكي شيرين نيست و براي ما ناگزير نيز چنين شد. انقلاب با آرزوي آزادي و استقلال متولد شد و شايد اميدوارترين نسلي بوديم كه مي توانست جواني خود را در بهشت آزادي و استقلال سپري كند . جنگ، كودكي ما را با هراس و اضطراب از يك سو و با آرمان خواهي از سوي ديگر درهم آميخت. گويا جنگ با كودكي ما سر ستيز داشت زيرا در واپسين روزهاي كودكي مان به پايان رسيد. در خانواده اي فرهنگي تربيت آموختم كه از آن روزهاي كودكي علاوه بر موشك و شهادت و امام و جنگ، عصرهايي كه پدر مرا به روزنامه خواندن عادت مي داد را هم به خوبي بياد دارم . تمام نوجواني من و هم نسليهايم در به ياد آوردن گذشت ...
با شوري وصف ناشدني جواني ام با حضور عصر تازه و طلوع مرد بزرگي در ايران به هم آميخت . محمد خاتمي، نام بزرگ و سرنوشت سازي در زندگي من به شخصه و هم نسليهاي من به طور كلي و سهم بزرگي بود در اعتلاي نام عزيز ايران .... با رئيس جمهور شدنش يكصدو يك نامه برايش نوشتم كه با محبت به تعدادي از آنها پاسخ مي گفت و چون در آنها طرحها و ايده هايي در حوزة جوانان و دانش آموزي مي دادم، بزرگوارانه مرا فرا خواند و سرنوشت من به گونه اي ديگر رقم خورد ... در دو دورة دولت آقاي خاتمي با وجود آنكه دوران دانش آموزي، جواني و دانشجويي ام را مي گذراندم بعنوان كوچكترين خدمتگذار و بعنوان مشاوري كوچك در حوزة جوانان و دانش آموزي با شور و عشق به فعاليت پرداختم . هميشه عاشق نوشتن بوده و هستم . روزنامه نگاري كردم، آموختم، آموختم و هنوز هم عاشق نوشتن و آموختن . در حوزة جوانان طرحهاي تأثير گذاري به دولت، شورايعالي جوانان، مجلس ششم و غيره دادم كه هر كدام از آنها را بعنوان يادگار، پارة تن و عنايتهايي كه حاصل اعتماد آقاي خاتمي بزرگ بود مي دانم . امروز با وجود آنكه افسوس فرصت هاي از دست رفته و سوخته را مي خورم اما به آغاز قيام فردي ام براي پذيرش مسئوليتم در برابر خودم، خانواده ام هموطنانم، كشورم و آينده جمعي ايرانيان عزيز افتخار مي كنم و در كنار تعادل، خردورزي و منطق مي ايستم كه هزاران سال استبداد، شهامت آن را از نسلهاي پيش از من ربود. راه پيشرو دشوار است . .... و امروز مطمئنم كه اگر گذشته سخت بوده آينده نيز ارمغاني به جز آرامش با خود نخواهد داشت . زندگي هيچگاه آسان و لبريز از لذت نخواهد بود و رنج پيوسته آن نيز چيزي از زيبايي هايش نخواهد كاست . زيرا آنان كه رنج هاي زندگي را مي پذيرند از مرز رنج ها فراتر رفته و به لذت مي رسند، لذتي كه محصول فرآيند رشد آنهاست و نه هدف آن .
رسالتي عظيم بر دوشم هميشه سنگيني مي كند، آرامش من در خروش من و رسيدن و تحقق مأموريتم در انجام اين رسالت است . چرا كه معتقدم هر انساني بي بهانه بدنيا نيامده است و هر كسي مأموريتي دارد و من از نسلي هستم كه براي پيروزي و افتخار بدنيا آمده است . اميد آنكه در راه آرمان بزرگ زندگي ام به حكم ضرورت تاريخ و به عنوان جواني از آينده ايران، سهم بزرگي در پيروزي هاي آرمانهاي مشترك هم نسليهايم داشته باشم ... راه پيشرو دشوار است ...
تنها نيستم؛ همسري دارم اندازة فرصت بزرگ خوشبختي! دانش آموختة مديريت فرهنگي ام كه بسيار به درسهايي كه از آن آموختم علاقه مندم ! افكار و استعدادي دارم كه آن هم خواست خداست. خوب مي انديشم، خوب تصميم مي گيرم و به اراده ام ايمان دارم ! دوستاني دارم هر كدام سهمي بزرگ در رقم زدن همان آرمان مشترك، خانواده اي دارم به رنگ ارغواني آرامش ! اينها كم نيستند، هر كدام وزن بزرگي است كه مرا از هر زماني به پيروزي نزديك تر مي كند و به جرأت مي گويم همة اينها را از شرايط، دانستن و خواستن ، آگاهي و حق خود مي دانم . آگاهانه از خود دفاع مي كنم و با جسارت به خود تبريك مي گويم . راه پيشرو دشوار است ...
مشاور مدير عامل بنياد باران و دبير كميته سازمانهاي غير دولتي بنياد / معاون فرهنگي و ارتباطات بنياد دايرة المعارف انسان شناسي
سوابق مشاوره:
- مشاور امور جوانان دولت آقاي خاتمي ( از سال 1377 تا سال 1384 )
- مشاور وزارت آموزش و پرورش در امور دانش آموزي و جوانان و دبير كميته جوانان اين وزارتخانه ( از سال 1377 تا 1381 )
- مشاور امور جوانان و سازمان هاي غير دولتي سازمان بهزيستي و مؤسسه ارمغان بهزيست ( از سال 1379 تا سال 1381 )
- مشاور پارلماني دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام ( از سال 1379 تا سال 1381 )
- مشاور سياسي و پارلماني مؤسسة فرهنگي مطبوعاتي ايران – هفته نامة ايران جوان – روزنامة ايران سپيد ( ويژه نابينايان ) از سال 1379 تا 1382
- مشاور توسعه و ارتباطات مدير مسئول روزنامة ابتكار ( از سال 1383 )
- مشاور توسعه و ارتباطات شركت توسعه معادن روي ايران ( از سال 1384 )
- مشاور رئيس سازمان ملي جوانان و دبير كميته مشورتي جوانان اين سازمان ( از سال 1381 تا 1384 )
- مشاور برنامه ريزي و ارتباطات هادي ساعي ( عضو شوراي اسلامي شهر تهران ) – ( هم اكنون )
- مشاور مدير عامل بنياد باران ( هم اكنون )
سوابق مديريتي:
- مدير عامل باشگاه جوانان ايران ( سازمان غير دولتي جوانان )
- مدير عامل موسسة چهره نما ( متشكل از بيش از يكصد چهرة شاخص و جوان عرصه هاي علمي، هنري و ورزشي )
- مدير عامل موسسة سيمرغ برنا ( سازمان غير دولتي جوانان )
- رئيس ستاد انتخاباتي جوانان حامي خاتمي
- رئيس ستاد بزرگداشت روز جهاني جوانان
- نماينده دولت و عضو شورايعالي طرح ملي انتخاب 110 جوان برگزيده كشور
- عضو كميسيون توسعه امور جوانان شورايعالي جوانان
- عضو كميسيون نظارت بر چشم انداز توسعه نظام
- عضو هيأت مديره مركز راهبردهاي مديريت
- رئيس ستاد انتخاباتي و سخنگوي هادي ساعي – انتخابات شوراي شهر
- دبير نخستين كنگره جوانان اصلاح طلب
افتخارات:
- دارندة مدال نقرة مسابقات نخبگان جوان جهان – ژنو 2004
- نويسندة چندين كتاب، مقاله و طرح ملي در حوزة جوانان
- انتخاب بعنوان جوان نمونه در سال هاي 1378 – 1379 – 1382 – 1383
- دارندة چند عنوان گواهي ثبت اختراع
- مشاور، نويسنده و روزنامه نگار فعال عرصه هاي اجتماعي و سياسي
تأليفات:
- جامعة مدني و جوانان سال 1378
- جوانان و گفت و گوي تمدنها سال 1379
- جوانان و جهاني شدن سال 1380
- و خدايي كه در اين نزديكيست ( سفرنامة حج براي جوانان ) سال 1381
- آخرين ثانيه هاي وطن ( فيلمنامه ) سال 1381
- سالنامة جوان سال 1381
- بوي كافور ( داستان زندگي يك مرده شور ) سال 1382
- تئوري و عمل در روابط عمومي و ارتباطات سال 1383
- حقوق جوانان سال 1384 - روزناه نگار در حوزه هاي اجتماعي و جوانان در بسياري از نشريات معتبر ايران
- مشاور امور جوانان دولت آقاي خاتمي ( از سال 1377 تا سال 1384 )
- مشاور وزارت آموزش و پرورش در امور دانش آموزي و جوانان و دبير كميته جوانان اين وزارتخانه ( از سال 1377 تا 1381 )
- مشاور امور جوانان و سازمان هاي غير دولتي سازمان بهزيستي و مؤسسه ارمغان بهزيست ( از سال 1379 تا سال 1381 )
- مشاور پارلماني دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام ( از سال 1379 تا سال 1381 )
- مشاور سياسي و پارلماني مؤسسة فرهنگي مطبوعاتي ايران – هفته نامة ايران جوان – روزنامة ايران سپيد ( ويژه نابينايان ) از سال 1379 تا 1382
- مشاور توسعه و ارتباطات مدير مسئول روزنامة ابتكار ( از سال 1383 )
- مشاور توسعه و ارتباطات شركت توسعه معادن روي ايران ( از سال 1384 )
- مشاور رئيس سازمان ملي جوانان و دبير كميته مشورتي جوانان اين سازمان ( از سال 1381 تا 1384 )
- مشاور برنامه ريزي و ارتباطات هادي ساعي ( عضو شوراي اسلامي شهر تهران ) – ( هم اكنون )
- مشاور مدير عامل بنياد باران ( هم اكنون )
سوابق مديريتي:
- مدير عامل باشگاه جوانان ايران ( سازمان غير دولتي جوانان )
- مدير عامل موسسة چهره نما ( متشكل از بيش از يكصد چهرة شاخص و جوان عرصه هاي علمي، هنري و ورزشي )
- مدير عامل موسسة سيمرغ برنا ( سازمان غير دولتي جوانان )
- رئيس ستاد انتخاباتي جوانان حامي خاتمي
- رئيس ستاد بزرگداشت روز جهاني جوانان
- نماينده دولت و عضو شورايعالي طرح ملي انتخاب 110 جوان برگزيده كشور
- عضو كميسيون توسعه امور جوانان شورايعالي جوانان
- عضو كميسيون نظارت بر چشم انداز توسعه نظام
- عضو هيأت مديره مركز راهبردهاي مديريت
- رئيس ستاد انتخاباتي و سخنگوي هادي ساعي – انتخابات شوراي شهر
- دبير نخستين كنگره جوانان اصلاح طلب
افتخارات:
- دارندة مدال نقرة مسابقات نخبگان جوان جهان – ژنو 2004
- نويسندة چندين كتاب، مقاله و طرح ملي در حوزة جوانان
- انتخاب بعنوان جوان نمونه در سال هاي 1378 – 1379 – 1382 – 1383
- دارندة چند عنوان گواهي ثبت اختراع
- مشاور، نويسنده و روزنامه نگار فعال عرصه هاي اجتماعي و سياسي
تأليفات:
- جامعة مدني و جوانان سال 1378
- جوانان و گفت و گوي تمدنها سال 1379
- جوانان و جهاني شدن سال 1380
- و خدايي كه در اين نزديكيست ( سفرنامة حج براي جوانان ) سال 1381
- آخرين ثانيه هاي وطن ( فيلمنامه ) سال 1381
- سالنامة جوان سال 1381
- بوي كافور ( داستان زندگي يك مرده شور ) سال 1382
- تئوري و عمل در روابط عمومي و ارتباطات سال 1383
- حقوق جوانان سال 1384 - روزناه نگار در حوزه هاي اجتماعي و جوانان در بسياري از نشريات معتبر ايران




